دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان

388

مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )

عريان است و نه داراى پوشش و فقط بعضى از بدنش عريان و بعضى از آن برهنه است . پس بعيد نيست شخص محتضر مثل چنين فردى باشد ؛ يعنى بعضى از بدنش مرده و بعضى ديگر زنده و هنوز از آن روح خارج نشده است و اين سخن دربارهء كسى كه بيشتر بدن او مرده ، گفته نمىشود . آيا حكم عضو كسى كه بيشتر بدنش مرده است حكم خود ميّت را دارد و بريدن آن مانند قطع عضو ميّت است ، يا اينكه قطع عضو او مانند قطع عضو انسان زنده مىباشد ؟ بعيد نيست قطع عضو چنين كسى هم‌سان با قطع عضو ميّت باشد و ازاين‌رو ، بعضى در قطع عضو كسى كه فاقد حيات پايدار است اشكال كرده و اين اشكال را در قطع عضوى مانند قلب او كه تپش پيوسته و منظم دارد شديدتر دانسته‌اند ؛ چه تپش منظم قلب از نشانه‌هاى فرق ميان اين دو است ؛ قلبى كه از ضربان افتاده در حكم عضو ميّت است و قلبى كه ضربان دارد مانند عضو زنده مىباشد . و به همين جهت ، ديهء قطع دستى كه شل ( و فلج ) است و چشمى كه نابينا است ، كمتر از دست و چشم سالم است . با وجود اين ، اشكال اين است كه به حسب اعتبار ، عضوى كه حيات مستقر ندارد ، مرده نيست ؛ زيرا فلسفهء درآوردن چنين عضوى آن است كه نوعى از حيات را دارا است و گرنه نيازى به آن نبود و به قطع عضو ميّت بسنده مىشد . پيوند بيضه اگر پيوند بيضه جايز باشد و اين كار صورت گيرد و لقاح انجام شود ، فرزندى كه به وجود مىآيد از كيست ؟ از گيرندهء بيضه يا دهندهء آن ؟ بعضى گفته‌اند : پيوند بيضه آن‌گاه كه مستلزم عمل حرامى نباشد ، مانعى ندارد و در صورت پيوند ، بيضهء گيرندهء عضو شمرده مىشود و فرزند ملحق به او است ؛ بلى اگر پيش از بهبود جراحت و اتحاد بيضه با بدن گيرنده لقاح صورت گيرد ، فرزند به دهندهء بيضه ملحق مىشود و بايد احتياط كرد ( تا پيش از اتحاد كامل بيضه با بدن